خرید بک لینک

از آنجا که خاستگاه دین 1، آسیای میانه و به احتمال زیاد نواحی خوارزم و یا بلخ میxadباشد، که از همسایگان دیرین سغد بهxadشمار میxadروند، برای همین گمان میxadرود که دین غالب در میان مردم بومی سغد دین زرتشتی بوده است، برای همین کشفیات باستانxadشناسی این منطقه که رنگ بومی دینی دارند با توجه به مطالب آمده در اوستا تعبیر میxadشوند، مانند مجسمه xadهایی از زنان، که به مقدار زیاد در این نواحی کشف شده است، آنها را پیکرنگارهxadای از ایزدبانو آناهیتا تعبیر میxadکنند و نیز شیوه خاکسپاری مردگان، در استودانها و خمها، که پس از پاک کردن گوشت از استخوانها صورت میxadگرفته، را دلیل بر وجود باور زرتشتی در این منطقه میxadدانند، اگرچه با آداب و رسوم و ضمائمی همراه بوده که نشان از وجود باورهای 1 و نیز پیش از زرتشتی در این مناطق را میxadدهد. برای مثال: تصاویر منقوش بر روی این استودانها، مغایر با آموزهxadهای دین زرتشتی میxadباشد زیرا صحنهxad های سوگواری برای مردگان و نیز تصاویر زنانی که در حال رقص برای درگذشتگان هستند بخصوص مراسم شیون و زاری آن مورد نکوهش دین زرتشتی میxadباشد که البته با نوع آئین کفن و دفن مورد تأیید این دین تلفیق یافته است، احتمالاً باید آمیزهxadای باشد از اعمال ماقبل زرتشتی یا باورها و مناسک و آداب و رسوم بومی و محلی مردمان استپ با آئینxadهای دین بهی که دلیل این امتزاج را میxadتوان نتیجه فقدان اشکال سازمان یافتهxadای از دین دولتی دانست که توسط قدرت برتر مورد حمایت قرار نمیxadگرفتهxadاند برای همین در کنار پرستش ایزدان زرتشتی ایزدان غیرزرتشتی و وارداتی نیز دارای اهمیت بود و پرستش میxadشدهxadاند مانند ایزدبانو نانا یا ننئی (nanai) که اساساً ایزدی بینxadالنهرینی بود که در آن سرزمین نخستین بار، در دوران اور سوم مورد توجه و پرستش قرارگرفت تا اینکه در دوران هلنیستی همتای آرتمیس الهه یونانی بهxadشمار رفت و از این طریق در ایران و روم مورد توجه واقع گردید و از این طرق کمxadکم، آئین او تا ماوراءالنهر نیز رسوخ کرد، تا جایی که در این منطقه در کنار ایزدبانوهای ایرانی مانند آناهیتا و آرمیتی جای گرفت و عملکرد و وظایفی همxadسنگ با این ایزدان یافت؛ علاوه بر این در کنار این ایزدان بیگانه، در سغد و ماوراءالنهر، خدایانی که در دین زرتشتی با عنوان دئوها (Daēva) یا همان دیوان شناخته میxadشدند و مورد نکوهش و رد این آئین بودند پس از استقرار کیش زرتشتی کاملاً از افکار و باورهای مردم محو نشدند بطوریکه تأثیر آنها لااقل در باورهای مردم بخشی از سغد دیده میxadشود مثلاً اگر در واژهxadهای سغدی و نیز اسامی خاص مردمان دقت شود میxadبینیم در بسیاری از آنها واژه دیو بهxad کار رفته است مانند کلمۀ دیو در واژهxadهای سغدی δēwγōn و ēwākδ که هر دو واژۀ دیو به معنی، اهریمن یا شریر را در خود دارند، که در این ترکیبات به معنی آسمانی و الهی بهxadکار رفته است و همچنین در اسناد کوه مغ و نیز تواریخ اسلامی به اسامی فرمانروایانی برمیxadخوریم که کلمه دیو بخشی از نام آنها را تشکیل میxadدهد مانند نام یکی از آخرین فرمانروایان سغد که دیواشتیج (Dēwaštič) بوده است و یا نامهای دیوداد (Dēwdād) و نیز دیودست (Dēwdast) که اسامی دوافشین اسروشنهxadای دربار خلیفه عباسی در اواخر قرن 9م بوده است، و چنانکه ملاحظه میxadشود واژه دیو در این اسامی بار معنایی منفی برای صاحب آن نداشته است بلکه واژۀ دیو به سغدی wēδ در این نامها بار معنایی مثبت و خدایxadگونه را حمل میxadنموده است، که میxadتواند بازتاب و بارقهxadای از زمانی باشد که در این سرزمینها، در دورانهای پیش زرتشتی دئوها (Daēva) همچون دیوها یا دئوهای هندو جزو خدایان نیک بهxadشمار میxadرفتند، که تأثیر خود را در اذهان مردمان به این صورتها جلوهxad گر میxadسازد. باید گفت که علیxadرغم تمام این تناقضات نفوذ دین زرتشتی در میان سغدیان از لحاظ تاریخی و دادهxadهای باستانxadشناسی غیرقابل انکار است، چون بسیاری از باورها و اعیاد اوستایی مورد تأیید دین زرتشتی، همچون گاهنبارها در میان آنان رواج داشته و جزو اعیاد مذهبی و مورد تکریم به حساب میxadرفته است، که دانشمندان مسلمانی همچون بیرونی و دیگران بر آن صحه میxadگذارند چنانکه ابوریحان دربارۀ سغدیان میxadنویسد: آنان مغان ماوراءالنهرند، و چنانکه میxadدانیم واژه مغ در ارتباط با دین زرتشتی همواره در متون اسلامی بهxadکار رفته است (بلنیتسکی: 1364، 255-254)، (ادلمن: 1389، 17)، (قریب: 1383، 151-150)، (فرامکین: 1372، 131)، (بیرونی: 1352، 45)، (بیرونی: 1367، 232)، (Marshak: 1977, 253)، (Azarpay: 1975, 23-27)، (Heing: 1977, 253)، (Negmatov: 1996, 268).

و اما یکی از جشنهایی که در سغد رواج داشته و میxadتواند دلیل بر زرتشتی بودن آنها داشته باشد، جشن نوروز است که البته در کنار سوگواریxadای که برای سیاوش میxadشده، برگزار میxadشده است، زیرا همانگونه که میxadدانیم بزرگداشت سیاوش در سغد و بهxadخصوص در بخارا رسمی مذهبی بوده که با بنای کهندژ بخارا و نیز باورهای دین زرتشتی پیوند داشته است، و برای تأیید این موضوع میxadتوان به این گفته نرشخی استناد نمود که میxadگوید: در کنار دروازۀ غوریان در بخارا، که مدفن سیاوش است، مغان، هرسال ابتدا خروسی را پیش از برآمدن آفتاب در روز نوروز میxadکشند و سپس مردمان در سوگ کشته شدن سیاوش شروع به نوحهxadسرایی میxadکنند، که قوالان این عزاداری را گریستن مغان میxadنامند، و این مراسم زیاده از 3000 سال است که انجام میxadشود، شایان ذکر است که همانگونه که پیشتر گفته شد بکاربردن واژۀ مغان توسط تاریخ نگاران اسلامی و نیز وجود مکانهایی که حتی تا امروزه با نام مغ شناخته میxadشوند امکان باور به نوعی آئین زرتشتی را در میان مردمان این مرز و بوم تأیید میxadکند وعلاوه بر این نیز، آتشدانxadها و آتشکدهxad هایی که توسط باستانxadشناسان اخیراً کشف گردیده خود گواه دیگری بر اثبات این نظریه میxadباشد از جمله این آتشکدهxadها میxadتوان به آتشکدۀ کشف شده در آقxadتپه و همچنین مسجد آتش یا آتشگاه بادکوبه اشاره نمود و از همه جالب توجهxadتر پرستشگاهی بنام ماخ است که در تواریخ اسلامی بدان اشاره شده و دربارۀ آن آمده که، ابتدا آتشکدهxadای بوده که پس از استقرار اسلام در بخارا تبدیل به مسجد شده است، که البته در سال 325ه/937م در اثر آتشxadسوزیxadای در بخارا رخ داد از میان رفت، البته اگر بنام خود این معبد که ماخ māx میxadباشد توجه کنیم میxadبینیم که واژۀ ماخ در سغدی و گویش بخارایی به معنی ماه میxadباشد که نام ایزدی زرتشتی است، که اتفاقاً روز بیست و دوم از هر ماه در تقویم زرتشتی به او اختصاص دارد و علاوه بر این نیز، تصویر هلال ماه در سکهxad های ساسانی و از همه مهمتر بر بام بزرگترین آتشکدۀ زرتشتیان نیز دیده میxadشود، که میxadتوان گفت که همۀ این دلایل دلالت بر این دارد که احتمالاً این مکان، آتشکدهxadای زرتشتی بوده، که به ایزدماه تقدیم شده است و برای همین هم پرستشگاه ماخ نامیده میxadشده، و حداقل میxadتواند گواه بر این موضوع باشد که این دین در میان اشراف و طبقه متمکن جامعه سغد دارای پیروانی بوده است، که در تأیید آن میxadتواند این گفته حدودالعالم را در 4ه ذکر کرد که میxadنویسد: «در بکتگین پنج ده است که از آن سغدیان میxadباشد که در آن گبرکان (زرتشتیان) نیز ساکنند (بارتولد: 1358، 121)، (رنجبر: 1365، 57-56)، (نرشخی: 1363، 28)، (فرای: 1365، 123-119-117-98)، (قریب: 1383، نوزده)، (ستوده: 1340، 77)، (Negmatov: 1996, 268)، (Encyclopadia of Islam:vol:1, 1960, 1333).

آئین زرتشتی و آموزهxadهایش در محدودۀ شهرهای سغد و ماوراءالنهر باقی نماند، بلکه بتدریج به سوی شرق گسترش پیدا کرد، که یکی از دلایل آن، وجود مهاجرنشینxadهای سغدی در طول جادۀ ابریشم میxadتواند باشد، این دین مورد قبول ترکان، بیابانxadگرد ناحیه تیانxadشان قرارگرفت و سپس از سوی شمالxad غربی تا کنارهxad های دریاچه آرال نیز گسترش یافت، تا اینکه در قرن 7م حتی در چین هم پیروانی پیدا کرد، و این اتفاق در زمانی روی داد که، کشور چین دوباره زیر لوای دولتی مرکزی قرارگرفت و سلسله جدیدی بنام تانگ (Tang) رویxadکار آمد، که باعث شد راههای آسیای مرکزی دوباره گشوده شده و در نتیجه زمینه مساعد برای ورود آئینی مانند دین زرتشتی در کنار سایر 1 فراهم آید و نفوذ و گسترش این آئین در چین چنان بود که دربار تانگ ناچار شد دفتر ویژهxadای بنام سابائو برای پیروان این دین باز کند، و همچنین از گزارشات چینی اینطور فهمیده میxadشود که حتی آتشکدهxadای در ناحیه تونxadهوانگ چین برای پیروان این دین در قرن 8م برپا گشته است،xad ولی متأسفانه در مورد وجود آتشکدهxadهایی دیگر در سرزمین چین اطلاعی نداریم ولی همین قدر مسلم است که آئین زرتشتی یا به قول چینیان، آئین پروردگار آسمانی به مدت دو قرن در این کشور دارای اهمیت بوده است بگونهxadای که از این طریق تا شرق دور هم رواج پیدا کرد ولی در سال 845م به علت تغییراتی که در مرام سلسله تانگ پیدا شد زرتشتیان در کنار پیروان سایر ادیان در چین مورد آزار و تعقیب قرارگرفتند، که در نتیجه آن دین زرتشتی کمxadکم روبه ضعف و سپس نابودی گذاشت (تجدد: 1369، 266-264)، (وامبری: 1380، 46).گچ

گزارش مستانه الهی

+ نوشته شده توسط maashaa در دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۶ و ساعت 18:9 |

برچسب: نویسنده: مریم مرادیان تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 5:43

صفحه بندی